سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تسنیم عشق
قالب وبلاگ

به چند دقیقه نکشید که رهبر با لبخند وارد شد.

مادر شهدا جلوتر از همه رفت برای خوش‌آمدگویی به رهبر. پدر شهدا هم معانقه کرد.

مادر و خواهر شهدا به گریه افتادند حسابی. دامادها و برادر شهید هم همین‌طور.

مادر با مشت، آرام به سینه‌اش می‌زد و می‌گفت: ای خدا به مراد دلم رسیدم... خوش آمدید... خانه‌مان را روشن کردید.
رهبر زود نشست تا بقیه هم بنشینند.

رهبر گفت: خدا شهدای شما را با پیامبر اکرم (ص) محشور کند...

دو تا دختر کوچک (خواهرزاده‌های شهید) از روی کنج‌کاوی جلو آمدند. رهبر حرفش را قطع کرد و گفت: بیایید اینجا ببینم دخترها. و اسم‌شان را پرسید که فاطمه بود یکی و دیگری مونا و رهبر هر دوشان را بوسید و یکی از دخترها به حرف مادرش دست رهبر را.

وقتی رهبر رفت خداحافظی کردیم.مادر شهدا دعوت کرد از انارهای درخت بکنیم و خودش چند تا از بزرگ‌هایش را چید و داد دستمان

امام خامنه ای


[ دوشنبه 91/6/13 ] [ 9:25 صبح ] [ ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما در ساحل آبیم وگاه تشنه می میریم جهان قرآن مصور است ،
از هر آیه هزاران چشمه می جوشد.

بهره ی مقربان ،شراب چشمه تسنیم می باشد. وبلاگ تسنیم عشق سعی در جستجوی آب گوارای چشمه تسنیم تا خود بهشت داره.

حرف دل
باز دنیا شهرکوفی هاشده ،بسیجی هاعلی تنهاشده زیر باران ولایت تر شوید، باشهیدان باز هم سنگر شوید ،
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 55
بازدید دیروز: 80
کل بازدیدها: 87574